اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1893

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ص 448 ، س 12 : وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ . . . به دوزخيان دستورى داده نمىشود كه بهانه آورند و پوزش بخواهند . ص 449 ، س 12 : لا إِكْراهَ فِي . . . در كار دين اكراه نيست . ص 449 ، س 21 : وَ لا تَقْتُلُوا . . . يكديگر را نكشيد كه خدا بر شما مهربان است . ص 450 ، س 1 : إِنْ أَحْسَنْتُمْ . . . اگر نيكى كنيد و اگر بدى ، بر خودتان است . ص 452 ، عنوان : فى استحالة . . . محال دانستن برخى از ايشان جبر را . ص 453 ، س 21 : إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ . . . مگر آنكه به زور وادار گردد و دلش از باور استوار باشد ص 458 ، س 14 : لا له و لا . . . نه براى او نه به او و نه به سوى او . ص 458 ، س 15 : له الخلق . آفرينش ويژه خداست . ص 458 ، س 29 : ستفرق امتى . . . امت من به 73 فرقه تقسيم خواهد شد كه همگى در آتش خواهند بود به جز يكى . ص 459 ، س 4 : خير الامور . . . بهترين كارها ميانه روى است . ص 459 ، س 6 : و ان هذا . . . اين راه راست من است پس ، از آن پيروى كنيد . ص 459 ، س 8 : وَ لا تَتَّبِعُوا . . . راه ديگر مرويد كه شما را از راه او بيراه كند . . . اين‌ها راه‌ها است بر سر هركدام شيطانى است كه هركس بر آن رود نابود گردد . ص 461 ، س 24 : و الله ما طلعت . . . به خدا كه خورشيد طلوع نكرد و غروب نكرد بر سخن‌گويى پس از -